ويلم فلور ( مترجم : ابو القاسم سرى )

155

اشرف افغان بر تختگاه اصفهان ( به روايت شاهدان هلندى ) ( فارسي )

در اين اثنا بار ديگر زاهد علىخان به گرد كردن پول پرداخت و باز از مردم شهر هزار تومان خراج خواست . او همچنين كالاهائى را به سه برابر قيمت اصلى به زور به بازرگانان فروخت با اين بهانه كه ناچار است پرتقاليان را بخرد . او گفت كه پيش از اين پانصد تومان به پرتقاليان داده است . در 2 اوت 1728 زاهد علىخان همهء كشتىها را به زور به خدمت گرفت و گفت من سفرى فورى به كنگ در پيش دارم . او همچنين سرگرم گرد كردن ذخاير گونه‌گونى ( گوسفند ، بز ، تمبر ) بود كه به شهر آورده شوند . اينها را بىدرنگ كوتوال توقيف كرد و روستائيانى كه اعتراض كردند كتك خوردند اين رفتار گرسنه چشمانه ناشى از كمبودى بود كه در اين زمان در مواد خوراكى بندرعباس پديد آمده بود . تا اواسط ژوئيه هيچ كشتى محلى به سبب بادهاى سخت و خيزاب‌هاى سهمگين قادر نبود كه براى تهيهء آذوقه حركت كند . راههائى كه به ييلاق مىرفت از راهزنان پر شده بود بنابراين به ندرت امكان داشت كه از آنجا ذخايرى به شهر آورده شود . كار به جائى كشيد كه تنگدستان به سختى مىتوانستند تمبرى به دست آورند و چيزداران فقط با پرداخت پول نقد مىتوانستند برنج ، گندم و بادام زمينى به دست آورند . در 8 اوت پنجاه افغان به بندرعباس اندر آمدند . اينان دستور داشتند كه بپرسند گوگردهائى كه از معدنى در پل خمير استخراج شده بود كجا رفته است . حاكم لار به شاه اعتراض كرده بود كه اين معدن از روزگاران پيشين باز در تملك حكومت لار بوده و بايد در دست همين حكومت بماند . با اينكه هلنديان ندانستند كه زاهد على - خان به افغانان چه پاسخى داد ، مىدانستند كه او مقدار زيادى گوگرد به پرتقاليان داده است . آمدن اين افغانان و شايد رويدادهاى ديگر موجب شد كه زاهد علىخان زودتر تصميم به رفتن گيرد . در 17 اوت گفته شد كه شيخ راشد به يارى دو هزار عرب موسوم به چارك‌ها به پرتقاليان حمله كرده و با اين جماعت به كميرو ( خمير ؟ ) كه در دو سه ميلى ساحل است آمده ، ظاهرا به شيخ اجازه داده شده بود كه آنجا بماند چون حملهء او در پى يك مشاجرهء تجارى بر سر برخى از كالاها درگرفته بود . پرتقاليان